|
نیز به فیس بوک بنگرید https://www.facebook.com/behrooz.arman.9
به پیام پیشین کمپین هنرمندان و نویسندگان بنگرید. هنور روزآمد است http://farakhan-iran.com/html/g_1617_payam_42.html
 |
 |
 |
 |
 |
 |
 |
 |
 |
مي توان از بازخواني سه شکست تلخ تاريخي، ناکامي انقلاب مشروطه و سرکوبي جنبش ملي شدن نفت و کجراني انقلاب مردمي بهمن، جلوگرقت، اگر که کارگران و رنجبران و دادخواهان هشيارانه تر پيش تازند ....................................... از مورالس، کارگر کامياب بوليوي که سودآورترين بخش هاي افتصادي را به مالکيت همگاني درآورد و راه را به ديگر کارگران جهان نشان داد: به وجود آوردن رهبران جديد نياز به هدايت و رهبري زيادي دارد. (من) اين کارها را مي کردم، در اختيار گذاشتن تجربه ي مبارزه ي سنديکايي ام، و نيز تجربه ام در مبارزه ي انتخاباتي و اداره ي دولت. سياست (مردمي) علمِ خدمت، تلاش، تعهد، و فداکاري براي اکثريت و بينوايان است. بديهي است که سياست، مبارزه اي ميان منافع گوناگون و متفاوت است. و چيزي که ما را از ديگران متمايز مي کند اين است که ما براي منافع مشترک، منافع جمعي، به نفع تهي دستان مبارزه مي کنيم. مبارزه ي ما براي تمرکز سرمايه در دست تعدادي اندک نيست، بلکه بازتوزيع ثروت است به طوري که حدّي از برابري، عدالت اجتماعي، و صلح همراه با برابري و عزت و عدالت اجتماعي تأمين و تضمين شود. ما بايد از نظام سرمايه داري دست مي کشيديم. در اين نظام جنبش هاي اجتماعي را تروريست مي نامند، و در آن قرار نيست که اتحاديه هاي صنفي و کارگري در سياست وارد شوند. اما ما گفتيم که ما حقوق سياسي داريم و نمي توانيم فقط اتحاديه هاي صنفي و کارگري باشيم و فقط به خواست هاي صنفي کارگران بپردازيم. اگر خواهان دگرگوني هاي عميق هستيم، ايجاد دگرگوني هاي عميق در ساختارهاي دولتي (افزوده ما: ساختارهاي زمامداري) نيز اهميت مي يابد. تا حدودي با کارگراني مشکل داشتيم که بر استقلال اتحاديه صنفي و کارگري و موضع غيرسياسي آن پافشاري مي کردند. مدرسه من مبارزه سنديکايي، مبارزه اجتماعي، مبارزه در ميان جامعه بود ....................................... آزمون هایِ پارینی و کنونیِ جنبش هایِ کارگری-مردمی در چارگوشِ جهان، از آن میان در امریکایِ لاتین نیز، و از آن دست در بولیوی نیز، نمایانگر آنند که نه تنها در کورانِ پیروزیِ بازه ای بر بورژوازی، بلکه پیش و پس از آن نیز می بایست بر گردآوریِ نیروهایِ راستینِ پشتیبانِ "پایینی" ها پای فشرد، بویژه با دراندازیِ خواست هایِ بسیارِ روشنِ بازه ایِ اقتصادی در راستایِ خلعِ مالکیتِ دَرنده ترین و خطرناکترین و پُرترفندترین دشمنانِ "زمین و کارگران" از سویی، و برنامه ریزیِ حساب شده برای چیرگی بر برجسته ترین گلوگاه هایِ اقتصادی-اجتماعی-فرهنگی-امنیتی از دگرسویی ....................................... چگونگیِ همکاری با سازمان ها و نهادها و سخنگوهایِ خرده بورژوازی و بورژوازیِ کوچک-میانه ی ناکمپرادور در جنبش هایِ ملی-دمکراتیک و انقلاب هایِ برخاسته از آن، چه آیینی و چه ناآیینی، وابسته بوده و هست به برخوردِ آنان به خواست هایِ اقتصادی-اجتماعیِ لایه هایِ "پایینی"، بویژه به درخواست هایِ کارگران. جنبشِ کارگریِ ایران درخواست ها و خط قرمزهایِ مرحله ایِ خود را در بیانیه هایِ گوناگون، بیشاکم روشن، دست رسانده است. ما در کتابِ "خیزشِ هشتاد و هشت"، فشردگون آماج ها و خواست هایِ در راستایِ واگَردانیِ بنیادیِ زیر را، که نیز می توانند زمینه ای گردند برایِ گردآوریِ نیروهایِ ملی-دمکراتِ راستین، برجهانده ایم: "بازپس گرفتن دارایی های ملی زیردستِ خودی ها با پایوَری و اتکا بر قانون اساسی، باشاندن و ایجاد کردن شرایط برابر مالی برای همه ی آیین ها و تامین مالی آنان تنها از راه باورمندانشان، آمادن فهرستی از دارایی های ملی تاراج شده از سوی دست اندرکاران رژیم و دستیاران درون و برون مرز آنان برای بردن به دادگاه های درمرزی و فرامرزی (همانند رَقبات نادری که کاربُردیِ سیصد ساله داشت و جایگاه اقتصادی-اجتماعی دین سالاران را درازگاه فروکاست)، از میان برداشتن دولت در دولت هایی مانند شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت و جلوگرفتن از دستداشت و ناخنکِ ارگان های همگون شان در فرایندهای اقتصادی، کاهش توان بازار و دست اندرکاران بازرگانی انگلی-وارداتی، پیـــــــــاده ســـــــــــــازی بی کم و کاست اصل چهل و چهار قانون اساسی، آزاد گذاشتن سازمان ها و نهادهای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی برای رسیدگیِ ارگان های دولتی و قانون گذاری و دادگستری به منظور بالا بردن کارایی و جلوگرفتن از فساد و برباد رفتن درآمدهای ملی، و بنیانگذاری نهادی بسارسیدگی شده برای دستیابی به اندوخته ی ارزی صدها و بلکه هزارها میلیارد دلاری در راستای تدارک درشماریده و حساب شده ی انقلاب شتابان صنعتی همزمان با فرازش انباشت بر برداشت در سنجه ی کلان اقتصادی طی یک برش گذار. از آن جا که سیاست برون مرزی دولتی ملی-دمکراتیک چیزی نمی تواند باشد جز بازتاب سیاست درون مرزی مردمی و آشتی جویانه، نیم نگاهی نیز می اندازیم به شماری از آماج های منطقه ای-جهانی: بیرون راندن نیروهای جنگی بیگانه، درانداختن آیین نامه ها و آسان نامه برای فراهمیدنِ آسایی و امنیت به کمک کشورهای منطقه، همکاریهای ارتشی همگانی و آشتی جویانه، پایان دادن به جنگها و تنشهای منطقه ای، کاهش هزینههای نابایست لشکری، اندوزشِ نیازهای رزمیِ بایست به گونه برجسته از کشورهای همسایه، برچیدن همهی پایگاههای ارتشی کشورهای بیگانه، کوشش برای فروپاشاندن همه ی پیمانهای جنگوَرانه در پهنهی جهانی و تلاش برای دستیانی به جهانی آزاد از جنگافزارهای کشتار همگانی. آینده نشان خواهد داد که گردانندگان جمهوری اسلامی و دستیارانشان در اپوزیسیونِ درمرز و فرامرز، با این دسته خواست های اقتصادی-اجتماعی و نیز روشنگری هایِ نیروهایِ مردمیِ درون و برونِ دستگاه چگونه برخواهند" خورد ....................................... اصل ِ چهل و چهار ِ قانون اساسي، برآيند ِ صد سال نبرد ِ دشخوار و خونبار ِ مردم ماست. هر دو فراز ِ اقتصادي-سياسي-نظامي ِ پنج سده ي گذشته، همانا بازه ي شاه عباس و واره ي نادرشاه، استوار بوده اند بر سازمان ِ پيچيده ي اداري، خالصه هاي ِ گسترده ي ديواني، و انحصار ِ دولتي ِ برجسته ترين بخش های ِ بازرگاني ِ برون مرزي و گاه درون مرزي. اصلِ چهل و چهارِ قانون اساسي در پايانِ سده ي بيست ميلادي، تا اندازه اي از درون ِ اين آزمون هاي ِ تاريخي ِ چندسده اي نيز برآييده است. "تولید آسیایی" ِ چند هزار ساله ی فئودالی، بویژه در باختر ِ آسیا، و بیشاکم از همان آغاز، استوار بوده است بر دارندگی ها و مالکیت های ِ گسترده ی دیوانی-درگاهی: هم برای شتاباندن ِ نیروهای ِ تولیدی، و هم برای بالاندن ِ بهره کشی های ِ اقتصادی. آماج ِ جنبش ِ راستین ِ کارگری-مردمی در این برش ِ تازه ی تاریخی، می شاید و می باید در راستای ِ شتاباندن ِ نیروهای ِ تولیدی، باری، زدودن ِ گاماگام ِ بهره کشی های ِ اقتصادی باشد. دستیابی به اقتصادی ِ پیشرفته و هموندانه و مردمی بی گمان شدنی ست. شماری از کشورهای ِ جهان، با همه ی دشواری ها و سنگ اندازی ها، سرافرازانه در آستان ِ این بازه ی نوین ِ تاریخی ایستاده اند. اصل ِ لگدمال شده ی چهل و چهار ِ قانون اساسی چه می گوید: نظام اقتصادي "بر پايه سه بخش دولتي، تعاوني و خصوصي با برنامه ريزي منظم و صحيح استوار است. بخش دولتي شامل کليه صنايع بزرگ، صنايع مادر، بازرگاني خارجي، معادن بزرگ، بانکداري، بيمه، تأمين نيرو، سدها و شبکههاي بزرگ آبرساني، راديو و تلويزيون، پست و تلگراف و تلفن، هواپيمايي، کشتيراني، راه و راهآهن و مانند اينها است که به صورت مالکيت عمومي و در اختيار دولت (افزوده ما: دولت ملي و مردمي) است. بخش خصوصي شامل آن قسمت از کشاورزي، دامداري، صنعت، تجارت و خدمات ميشود که مکمل فعاليتهاي اقتصادي دولتي و تعاوني" مي باشد
ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
در پيوند با پيکارهاي کنوني مان
ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
به سوي گردآوري نيروهاي راستين ملي-دمکرات يا "همه با هم" خميني وار
http://www.b-arman.com/html/yaddasht_c_1171_hamebaham.html
از بيانيه هنرمندان و نويسندگان: زير درفش داد گرد هم آييم
http://farakhan-iran.com/html/g_1610_payam_41.html
نبرد بي گسست با رفرميسم و ناسيوناليسم و شوينيسم
http://www.b-arman.com/html/yaddasht_b_1164_gafgaz.html
پيکار فرهنگي با خردستيزان و بيدادگران
http://www.b-arman.com/html/darbargarye_katuzy.html
توقف خصوصي سازي و توقف نوليبراليسم يا مصادره يکان هاي کليدي با اصل چهل و چهار
http://www.b-arman.com/html/yaddasht_c_1175_tawagof.html
گفتماني گرهي: ملي-مردمي کردن مواد خام و رشته هاي وابسته بدان
http://www.b-arman.com/.../yaddasht_c_1174_goftmanegerehi...
اصل چهل و چهار قانون اساسي چه مي گويد
http://www.b-arman.com/html/yaddasht_c_1176_asle_44_45.html
خام فروشي با پتروشيمي ها زير نهان-نام صادرات نفتي و صنعتي کردن
http://www.b-arman.com/html/yaddasht_c_1173_petroshemy_.html
چرا صندوق نفتي-گازي پياپي "جارو" مي شود
http://www.b-arman.com/html/yaddasht_c_1172_jarushodan.html
سرچشمه انباشت آغازين سرمايه در ايران
http://www.b-arman.com/html/yaddasht_c_1177_anbasht.html
سرمايه دار سازي در نهاد پادشاهي
http://www.b-arman.com/html/yaddasht_c_1178_padshahi.html
سرمايه دار سازي در نهاد پرستشگاهي
http://www.b-arman.com/html/yaddasht_c_1179_katuzi.html
درباريگري کاتوزي در تاريخ ايران
http://www.b-arman.com/html/yaddasht_c_1181_katuzian.html
سوداگري براي چنبره بر گنجينه هاي نفتي-گازي-کاني گرانسنگ باختر آسيا
http://www.b-arman.com/.../yaddasht_c_1185_pan_islamism.html
کنکاشي در بحران هاي چرخه اي سرمايه داري
http://www.b-arman.com/html/yaddasht_a_1159_bohran_2.html
لايه بندي ها و رده آرايي هاي نوين اجتماعي
http://www.b-arman.com/html/yaddasht_146_taamol.html
نگاهي به چند نشان گذاري تاريخي براي دريابيدن «بـــرخـــي» از ريشه هاي شورش هاي اجتماعي
http://www.b-arman.com/html/yaddasht_c_1188_panj_neshan.html
ویژه نامه ی خیزش مردمی
http://b-arman.com/html/khizesh.html
|